به گزارش شهر بورس، بازار سرمایه در سال‌های اخیر نقش مهمی در اقتصاد کشور داشته و با توجه به سیاستگذاری‌های دولت و توجه ویژه به این حوزه، عموم مردم نیز به این سمت سوق پیدا کردند اما دیری نگذشت که بورس اوراق بهادار تهران وضعیت نابسامانی به خود گرفت و به یک بحران بزرگ تبدیل […]

به گزارش شهر بورس، بازار سرمایه در سال‌های اخیر نقش مهمی در اقتصاد کشور داشته و با توجه به سیاستگذاری‌های دولت و توجه ویژه به این حوزه، عموم مردم نیز به این سمت سوق پیدا کردند اما دیری نگذشت که بورس اوراق بهادار تهران وضعیت نابسامانی به خود گرفت و به یک بحران بزرگ تبدیل شد.صعود بی‌وقفه و شارپی شاخص کل بورس، فعالان قدیمی بازار را هم که دید بلندمدتی به این بازار داشتند نگران کرد، چراکه این رشد شارپی می‌توانست نزول شارپی نیز در پی داشته باشد و در ادامه بازار در رکود سنگینی فرو برود.

چندی بعد، این اتفاق نیز افتاد و از مردادماه سال گذشته ریزش بورس آغاز شد و دقیقاً در همان روزهایی که مردم عادی بدون آموختن اصول اولیه و باهدف کسب سودهای آن‌چنانی وارد بازار سرمایه شده بودند، شاخص بورس تهران تغییر روند داد و روزهای تلخ بازار سرمایه آغاز شد.

هم‌زمان با این اتفاقات، دولتی‌ها به‌جای اینکه فکری به حال بازار کنند و قبل از سنگین شدن عرضه‌ها راهکاری برای آرامش بخشیدن به بازار بیندیشند، همچنان به تشویق مردم برای حضور در بورس پرداختند و بدون توجه به افت بورس معاون ریاست‌جمهوری حمایت‌هایی برای شاخص مطرح می‌کرد و وزیر اقتصاد از توجه ویژه دولت به بورس سخن می‌گفت. ریزش‌ها تا جایی ادامه داشت که قیمت بیشتر سهام بازار به نیمی از خود رسید و حتی در برخی سهام ارزنده افت‌های بالای ۶۰ درصدی نیز دیده می‌شد؛ در این میان بیشتر افراد متضرر همان‌هایی بودند که با اعتماد به دولت و بدون آگاهی وارد گردونه بورس شده بودند.

قوانین عجیب‌وغریب برای بهبود اوضاع بورس جواب نداد و این قوانین یکی پس از دیگری برداشته شدند. تغییرات در رأس مدیریت سازمان نیز نتیجه‌ای در پی نداشت و در نهایت تغییر دامنه نوسان برای ممانعت از نزول بیشتر بورس در دستور کار قرار گرفت تا با دامنه نامتقارن بازار سرمایه به روزهای خوش خود بازگردد. این‌بار نیز نتیجه‌ای حاصل نشد و با تغییرات دامنه نوسان، نقدشوندگی در بازار کاهش یافت و صفوف فروش سهام روزهای پشت سر هم سنگین و سنگین‌تر شد تا یکی از جذابیت‌های مهم بازار به نام «نقدشوندگی» نیز از بین رفت.

درحالی که همچنان مسوولان سازمان بورس و دولتی‌ها وعده‌های توخالی برای جبران ضرر سهامداران می‌دهند، به نظر می‌رسد بازار سرمایه با بحران بزرگ کمبود نقدینگی مواجه است و تا زمانی که نقدینگی وارد این بازار نشود نباید انتظار بهبود اوضاع را داشت.

باوجوداینکه سال گذشته بارها شاهد ارزش معاملات بالای ۴۰ هزار میلیارد تومان بودیم، این روزها ارزش معاملات خرد تا هزار میلیارد تومان نیز کاهش‌یافته و هر روزی که می‌گذرد رکورد حداقل ارزش معاملات بورس جابه‌جا می‌شود و سهامداران نیز امید خود را نسبت به بهبود وضعیت بازار ازدست‌داده و دلسرد می‌شوند.

حال این سوال مطرح می‌شود که آیا مسئولان امر راهکاری برای بازگشت نقدینگی به سمت بازار سرمایه خواهند اندیشید یا همچنان با خروج نقدینگی از این بازار شاهد کوچ سرمایه‌گذاران به بازارهای موازی نظیر ارزهای دیجیتال خواهیم بود؟

یادداشت از امیر توپچی پور