به گزارش شهر بورس، اخیراً دردسرهای زیادی به خاطر رشد حباب گونه قیمت‌ها در بازارهای مختلف ایجادشده است؛ از GameSpot Corp و بیت کوین گرفته تا سهام شرکت‌های فناوری در ایالات‌متحده که رشد زیادی را تجربه کرده‌اند. حتی چین نیز نسبت به وقایع اتفاق افتاده ابراز نگرانی کرده است. بزرگ‌ترین تعدیل‌کننده بانکی چین در هفته […]

به گزارش شهر بورس، اخیراً دردسرهای زیادی به خاطر رشد حباب گونه قیمت‌ها در بازارهای مختلف ایجادشده است؛ از GameSpot Corp و بیت کوین گرفته تا سهام شرکت‌های فناوری در ایالات‌متحده که رشد زیادی را تجربه کرده‌اند.

حتی چین نیز نسبت به وقایع اتفاق افتاده ابراز نگرانی کرده است. بزرگ‌ترین تعدیل‌کننده بانکی چین در هفته گذشته ابراز نگرانی خود را نسبت به امکان ترکیدن حباب در بازارهای ایالات‌متحده و اروپا ابراز کرد.

وجود حباب همیشه مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد. آن‌ها به‌طور طبیعی می‌خواهند بدانند که در صورت بروز اتفاقات و خبرهای ناگهانی که ممکن است قیمت را تحت تأثیر قرار بدهد، چه زمان باید از آن خارج شوند.

همچنین این قضیه برای سیاست‌گذاران نیز که باید با عواقب پس‌ازآن کنار بیایند، مسئله بسیار مهمی است. در صورت ترکیدن حباب، علاوه بر واردکردن ضرر به صاحبان دارایی، یک حباب تورم می‌تواند باعث پریشانی سیستم مالی شده و بانک‌ها را مجبور به تقویت اعتبارات کند.

این روند پیچیده‌ای ممکن است رشد اقتصادی را برای سالیان طولانی کاهش دهد.

اگرچه لزوماً این‌گونه نیست، ولی می‌تواند بدون اینکه صدمات زیادی وارد کند، شور و شوقی در بازار سهام ایجاد شود؛ البته تا زمانی که سرمایه‌گذاران پول خود را از دست بدهند.

رونق و سقوط dot-com در ۲ دهه پیش را در نظر بگیرید؛ رکود نسبتاً ملایمی ایجاد شد و چند سال بعد با بحران مالی جهانی که حباب بازار مسکن با فروش اوراق قرضه ترکید، رکود به‌مراتب بدتری به وجود آمد. درواقع با یکسری استدلال‌ها حتی می‌توان حباب‌های شکل‌گرفته در برخی بازارها را از نظر اجتماعی مفید دانست.

دلیلی که می‌توانیم برای مفید دانستن این حباب‌ها بیاوریم این است به‌واسطه آن‌ها می‌توان مردم را تشویق به سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید کرد.

برای مثال می‌توانید کانال‌ها، راه‌آهن و تلگراف را در نظر بگیرید که انقلابی در زندگی اجتماعی مردم در قرن ۱۹ ایجاد کرد. هرچند که عده‌ای در این میان سرمایه خود را از دست دادند ولی زیرساخت‌های حاصل، کارایی اقتصادی را بهبود بخشید و کیفیت زندگی بسیاری از افراد را افزایش داد.

این استدلال راندال مورک، استاد امور مالی در دانشگاه آلبرتا در کانادا است.

او در مقاله «چرخه‌های کیندلبرگر و رشد اقتصادی: روشی در جنون جمعیت؟» از دفتر ملی تحقیقات اقتصادی مستقر در ایالات‌متحده ادعا می‌کند که «هدف از ایجاد طمع در افراد برای سودهای کلان که به‌طور مکرر در بازار سهام اتفاق می‌افتد، جبران کمبود سرمایه‌گذاری مزمن در نوآوری‌ها و فناوری‌های جدید است.

بر اساس گزارش بلومبرگ، دلیل کمبود پیشرفت فناوری این است که سودها به‌طور گسترده‌ای گسترش می‌یابند و شرکت‌های شخصی ارزش اختراعات خود را به دست نمی‌آورند؛ چیزی که در اصطلاح اقتصاد به‌عنوان «عوامل خارجی مثبت» شناخته می‌شود.

تحولاتی مانند انرژی الکتریکی و اینترنت باعث ایجاد امواج بعدی نوآوری‌های در کل اقتصاد می‌شود. هنگامی‌که بین نرخ بازده داخلی که تصمیمات شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد و نرخ بازده اجتماعی فاصله زیادی وجود داشته باشد، شرکت‌های خصوصی از پروژه‌هایی که جذابیت لازم برای عموم را نداشته باشد ولی برای اقتصاد کل مفید باشد صرف‌نظر خواهند کرد.

این ‌یک مورد واضح از شکست بازار است؛ پس آیا این‌ یک چالش برای دولت‌ها است تا بتوانند این مشکل را حل کنند؟ جواب این سؤال خیر است.

مشکل در آنجایی است که دولت‌ها در انتخاب برندگان بسیار بد عمل می‌کنند. دست‌های نامرئی در زمینه نوآوری و حتی در تعیین قیمت دوره‌های هیجان‌انگیز سرمایه‌گذاری که گاه‌به‌گاه موجب از بین رفتن ثروت می‌شود، عملکرد بسیار بهتری نسبت به دولت‌ها دارند.

شبکه تلگراف ایالات‌متحده از ۴۰ مایل (۶۴ کیلومتر) در سال ۱۸۴۶ به ۲۳۲۸۳ مایل (۳۷۴۷۰ کیلومتر) در ۱۸۵۲ رسید.

دلیل اصلی این اتفاق، تب مالی شکل‌گرفته بود که باعث افزایش تعداد سیم کشان شد.

فرانسه با همین برنامه، ۷۵۰ مایل شبکه تلگراف در همان تاریخ به دست آورد. متعاقباً بازار سهام آمریکا سقوط کرد و ضررهای هنگفتی به سرمایه‌گذاران آمریکایی وارد شد.

این مشکل برای فرانسوی‌هایی که هرگز فرصت چنین درآمدزایی در اختیار نداشتند، ایجاد نشد اما وقتی گردوغبار این سقوط بازار فروکش کرد، ایالات‌متحده سیستم تلگراف بزرگی داشت و فرانسه از داشتن چنین سامانه‌ای محروم بود.

همه این‌ها به بازاندیشی درباره جایگاه حباب‌ها در الگوی مالی و اقتصادی اشاره دارد که به ‌طور کلی دید خوبی نسبت به آن‌ها وجود ندارد.

تحلیلگران و مفسران با انتقاد دائمی و نگاه بدبینانه به این‌گونه اتفاقات، تشکیل حباب‌ها را به‌عنوان نمونه‌هایی از حرص و حماقت انسان‌ها قلمداد می‌کنند که نیازمند درمان است.

به‌جای ایفای نقش پلیس بد و انتقاد نسبت به سیستم بازار، شاید بهتر باشد چرخه‌های تکراری را که چارلز کیندلبرگر در کتاب «شیدایی، وحشت و تصادفات کلاسیک: تاریخچه بحران‌های مالی» آورده است را به‌عنوان یک موتور ضروری برای پیشرفت اقتصادی قلمداد کرد.

البته که نباید نسبت به هشدارها بی‌توجه بود؛ زیرا همه حباب‌ها ازنظر اجتماعی واجد شرایط نیستند.

افزایش عجیب قیمت لاله‌ها در هلند قرن ۱۷ احتمالاً کار زیادی برای بشریت نکرده است.

مورک می‌نویسد: اگر چنین چیزی قابل‌تصور باشد، یک حباب بهینه در اطراف فناوری‌های جدید یا بازارها شکل می‌گیرد. چنین چیزی فقط به سهام محدود می‌شود و جایی برای گسترش اعتبار یا بانکداران نیست.

شرایط امروز دارای وضعیت پیچیده‌تری است. عملکرد سهام ایالات‌متحده تحت سلطه گروه FAANG است که شامل شرکت‌های فیس بوک، اپل، آمازون، نتفلیکس و مالک گوگل شرکت آلفابت می‌شود. هرچند این نام‌ها مدت زیادی وجود داشته‌اند اما هنوز در مورد اینکه چنین موج اشتیاقی تا چه اندازه به پیشبرد نوآوری کمک خواهد کرد، شک و تردید وجود دارد.

استثنای برجسته شرکت تسلا است. ارزش شرکت ایلان ماسک در سال گذشته بیش از ۴ برابر شده و ارزش بازار آن به 576 میلیارد دلار می‌رسد. همچنین با نسبت قیمت و درآمد حدوداً 603 دلار معامله می‌شود.

دلار تب‌وتاب تسلا به سایر خودروهای برقی نیز سرایت کرده است.

ارزش سهام شرکت چینی Nio در سال گذشته بیش از ۱۰ برابر رشد کرده و سهام شرکت BYD نیز 4 برابر شده است.

یک حباب خوب این‌گونه باید کار کند. شور و شوق سرمایه‌گذاران و افزایش تقاضا، ارزش شرکت‌ها را افزایش می‌دهد و هزینه موردنیاز برای سرمایه‌گذاری را برای شرکت‌ها کاهش می‌دهد و جذابیت ایجاد سود، تازه‌واردان را در یک زمینه فناوری در حال ظهور به خود جذب می‌کند.

هیچ‌کس نمی‌داند که در آینده چآیا تسلا یا هر یک از ارتش‌های در حال رشد آن اعتقادی را که سرمایه‌گذاران به‌طور ضمنی به آینده خود دارند را توجیه خواهد کرد یا خیر.

نکته این است که آن‌ها موجی از نوآوری را تشویق می‌کنند که برای سال‌های آینده جامعه به‌طور کل از آن بهره‌مند خواهد شد.

بانک مرکزی آمریکا در پاسخ به همه‌گیری کویید 19، جهش نقدینگی بسیار زیادی را تجربه و رکورد جدیدی ثبت کرده است.

بدهی‌های دولت ایالات‌متحده نیز افزایش چشمگیری داشته و با 42 درصد جهش به بیش از 798 میلیارد دلار رسیده است.

نگاهی نزدیک به مشکل

بدهی ایالات‌متحده با جهش در چند ماه اخیر رکورد جدیدی ثبت کرده است.

مورك ایمیلی گفته است: اگر من رئیس بانك مركزي بودم، اجازه می‌دادم حباب‌های فناوری به روند صعودی خودشان ادامه دهند، اما به‌طورقطع در زمینه مقررات آينده احتياط می‌کردم.

وی ادامه می‌دهد: این کار، حدس و گمان‌های حاشیه‌ای را محدود کرده و بانک‌ها را که پردرآمدترین بخش در بازارهای عمومی است، کاملاً از هر چیزی که حتی کمی حباب به نظر می‌رسد، دور نگه می‌دارد. ایده این است که حباب‌های پیشرفته را از حباب‌هایی که بعداً باعث ایجاد بدهی‌های سنگین می‌شوند دورنگه داریم.

مورك ایمیلی وضعیت کنونی را با دهه ۱۹۲۰ میلادی و پس از جنگ جهانی اول و بیماری همه‌گیر آنفلوانزای اسپانیایی مقایسه می‌کند؛ زمانی که بانک‌های مرکزی سیاست پولی را به‌شدت گسترش دادند و در طی آن دهه حبابی در فناوری‌های جدید مانند رادیو، لوازم‌خانگی برقی و سینما ایجاد شد.

در زمان حال نیز محدود کردن معاملات حاشیه‌ای و سرمایه‌گذاری بانکی در دارایی‌های پرخطر می‌تواند به جلوگیری از ایجاد هرگونه حباب در بحران مالی جهانی کمک کند.

وی در ادامه افزود: ما می‌توانیم این کار را بدون تکرار وقایع سال ۱۹۲۹ انجام دهیم. در این میان، کسانی که در سهام GameStop سرمایه‌گذاری می‌کردند حداقل می‌توانند با این تصور که خدمتی برای جامعه انجام داده‌اند، از خود دلجویی کنند.

ترجمه و گزارش: علیرضا نقی‌لو