به گزارش شهر بورس، دیگر می‌توان به‌طور واضح و روشن گفت که مصوبات بورسی دردی از بازار دوا نمی‌کنند و شاید به مانند مُسکن چندساعته موقت باشند. طی روزهای اخیر شاهد مصوبات جدید سازمان بورس بودیم که چند روزی به واسطه دیگر اخبار مثبت باعث شد که شاخص تا حدودی سبزپوش شود اما پس از […]

به گزارش شهر بورس، دیگر می‌توان به‌طور واضح و روشن گفت که مصوبات بورسی دردی از بازار دوا نمی‌کنند و شاید به مانند مُسکن چندساعته موقت باشند.

طی روزهای اخیر شاهد مصوبات جدید سازمان بورس بودیم که چند روزی به واسطه دیگر اخبار مثبت باعث شد که شاخص تا حدودی سبزپوش شود اما پس از آن روال چندماهه اخیر بازارسرمایه آغاز شد و شاخص پیراهن سرخ خود را بر تن کرد.

از نیمه مردادماه سال گذشته تاکنون شاهد روند نزولی و اصلاحی در بازارهستیم و باتوجه به عوامل متعدد که «شهر بورس» در گزارش‌های پیشین خود به آن پرداخته بود شاخص کل نتوانست رشد مستمر داشته باشد و تنها در چند نقطه پتانسیل رشد داشته که باتوجه به مشکلات و بن بست‌ها نتوانست به رشد برسد.

اگر بخواهیم حال اصلی بازار را بررسی کنیم به این نتیجه می‌رسیم که بورس وضعیت مطلوبی دارد و بیش از 90 درصد سهم‌های موجود دارای ارزندگی مطلوب هستند و برخی دیگر از سهام موجود در بازار باتوجه به اتفاقات اخیر به پایین‌ترین نقطه ارزش ذاتی خود رسیده‌اند که این موضوع یک مشکل مهم برای بازارسهام تلقی می‌شود و امید است وضعیت این سهام نیز بهبود یابد.

البته نباید فراموش کرد که میزان ارزش معاملات بسیار پایین است و از سویی دیگر نیز جریان ورود و خروج پول حقیقی نسبت به فروردین سال جاری و اسفند سال 1399 بهتر شده با وجود این، دلیل قانع‌کننده‌ای برای بازگشت ادامه‌دار پول سرمایه‌گذاران خرد به بازار سهام وجود ندارد.

آمارهای به ثبت رسیده از روزهای معاملاتی، خبر از خروج نقدینگی از بازار می‌دهد. البته برخی از سهام موجود در بازار قدرت نقدشوندگی ندارند و این مسئله‌ای جداست و در میان عمده نقدینگی
از بازارسهام خارج می‌شود.

به‌طور عام مصوبه‌های جدید در بازار سرمایه کار ساز نیست و بورس مشکلاتی دیگر دارد که مهم‌ترین این مشکلات کمبود نقدینگی، بی‌اعتمادی و سیاسی شدن بورس است.

اقتصاد ایران با سیاست گره خورده است و پیش از این سیاست در بورس وجود داشت اما بسیار کم بود و به وسعت امروز نبود. بسیاری از کارشناسان بازار سرمایه بر این باورند که با افزایش وسعت بازار، میزان مداخله سیاسی در بورس نیز افزایش داشته است.

مسائل بعدی یعنی بی‌اعتمادی و مشکل کمبود نقدینگی طی ماه‌های اخیر در بازار ایجاد شده و یک چاله‌ای شده تا برخی از فعالین اقتصادی از این موضوع سوءاستفاده کنند.

بی‌اعتمادی تقربیا از مردادماه سال گذشته در بازار شکل گرفت و عملکرد مسئولان و مصوبه‌های مکرر شبانه باعث شد که وضعیت بسیار وخیم شود و دیگر حتی بورس‌بازان قدیمی نیز به این بازار بی‌اعتماد شوند. این بی‌اعتمادی تبعات بسیار زیادی داشت و باعث شد نقدینگی بالایی از بازار خارج شود.

براساس نظرسنجی‌های انجام شده، بخش عمده‌ای از این سرمایه‌گذاری وارد بازارهای موازی همانند رمز ارزها شده که این موضوع می‌تواند به بدنه اقتصاد کشور ضربه وارد کند و درنهایت ضربه‌ای دوچندان به بورس وارد می‌شود.

مشکل کمبود نقدینگی نیز یک وضعیت کاملا مشخص است و برخی از سهام موجود در بازار تقریبا 3 الی 4 ماهی می‌شود که مشکل بسیار اساسی نقدشوندگی دارند.

اغلب سرمایه‌گذاران این سهم‌ها می‌گویند که سرمایه ما گروگان گرفته شده است و درحال حاضر هیچ راهی برای آزادسازی آن وجود ندارد.بسیاری از کارشناسان در گفت‌وگوهای خود راه‌هایی برای حل مشکلات بازارسرمایه ارایه کرده‌اند اما مسئولان بورسی برای حل مشکلات پیش آمده، اغلب مصوبات گذشته را بررسی و بازبینی می‌کنند.

از نظر این کارشناسان مصوبات شبانه یا مصوبات و تصمیمات دیگر نمی‌تواند نظر سهامداران را تغییر دهد و باید یک فکر اساسی برای جلب اعتماد سرمایه‌گذاران بورسی کرد، چراکه اگر نقدینگی با همین سرعت از بازار خارج شود دیگر شاخص نمی‌تواند حتی به مرز یک میلیون و 300 هزار واحد هم برسد و این یعنی بازار به‌طوری می‌ایستد و دیگر نقدینگی ندارد تا سهام داران به معامله بپردازند.

مشکلات بازارسرمایه یک سویه نیست و تمامی ارکان دولت، ارکان اقتصادی کشور و سازمان بورس در این وضعیت دخیل هستند و باید با یک تصمیم همگانی مشکلات بازار را حل کنند. حال که فرصت کمی تا پایان دولت فعلی باقی مانده، انتظار می‌رود مسئولان کشوری کمی مسئولیت پذیر باشند و چاره‌ای برای حل مشکلات بورس و سرمایه‌گذاران زیان‌ده پیدا کنند.

گزارش از رقیه ندایی